نمایش پستها با برچسب خدا ناباوری. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب خدا ناباوری. نمایش همه پستها
۲۵ مهر ۱۳۸۹
۱۴ مهر ۱۳۸۹
برهان شر در اثبات عدم وجود خدا
یکی از قدیمی ترین و در عین حال مهمترین و قدرتمندترین برهان هایی که در اثبات عدم وجود خدا ارائه شده است، برهان شر یا Problem Of Evil است. این برهان همچنین با نام پارادوکس اپیکوری هم خوانده است. گویا نخستین بار اپیکورس، فیلسوف یونانی، این برهان را به صورت فلسفی پیکربندی کرده است.
این برهان تلاش می کند نشان دهد میان دو قضیه ی وجود خدا و وجود شر، تناقض وجود دارد و طبق اصل تناقض تنها یکی از این دو قضیه می تواند درست باشد. این برهان میگوید وجود شر مسلم است و شکی در آن نیست، پس قضیه وجود خدا نادرست است. چون قضیه دوم –وجود شر- درست است، پس قضیه نخست باید طبق اصل تناقض نادرست باشد. پس خدا نمیتواند موجود باشد.
بیان اپیکورس از برهان شر به این صورت است:
« یا خداوند میخواهد شر را از میان بردارد و نمیتواند؛
یا اینکه او میتواند، اما نمیخواهد؛
یا اینکه نه میتواند، نه میخواهد؛
اگر او میخواهد اما نمیتواند پس ناتوان است؛
اگر میتواند اما نمیخواهد پس او شرور و نابکار است؛
اما اگر خداوند هم میتواند و هم میخواهد که شر را براندازد، پس چگونه است که شر در جهان هنوز وجود دارد؟ »
برهان شر به عنوان یکی از قدرتمندترین برهان ها در اثبات عدم وجود خدا، به ویژه خدای معرفی شده در ادیان، مورد گفتگوها و بحث های مختلفی از سوی هر دو طیف خداباور و خدا ناباور قرار گرفته است. این برهان یک برهان شهودی ست و از نظر اعتباری یک پله پایین تر از برهان های منطقی ست. هیوم هم از کسانی ست که طرفدار این برهان است و این برهان را درست و قدرتمند می داند در اثبات عدم وجود خدا و در این باره می گوید:« هیچ چیز نمیتواند استواری این استدلال را متزلزل سازد، استدلالی چنین کوتاه، چنین واضح، چنین قاطع. »
بیان استنتاجیِ هیوم از برهان شر به این صورت است:
این برهان تلاش می کند نشان دهد میان دو قضیه ی وجود خدا و وجود شر، تناقض وجود دارد و طبق اصل تناقض تنها یکی از این دو قضیه می تواند درست باشد. این برهان میگوید وجود شر مسلم است و شکی در آن نیست، پس قضیه وجود خدا نادرست است. چون قضیه دوم –وجود شر- درست است، پس قضیه نخست باید طبق اصل تناقض نادرست باشد. پس خدا نمیتواند موجود باشد.
بیان اپیکورس از برهان شر به این صورت است:
« یا خداوند میخواهد شر را از میان بردارد و نمیتواند؛
یا اینکه او میتواند، اما نمیخواهد؛
یا اینکه نه میتواند، نه میخواهد؛
اگر او میخواهد اما نمیتواند پس ناتوان است؛
اگر میتواند اما نمیخواهد پس او شرور و نابکار است؛
اما اگر خداوند هم میتواند و هم میخواهد که شر را براندازد، پس چگونه است که شر در جهان هنوز وجود دارد؟ »
برهان شر به عنوان یکی از قدرتمندترین برهان ها در اثبات عدم وجود خدا، به ویژه خدای معرفی شده در ادیان، مورد گفتگوها و بحث های مختلفی از سوی هر دو طیف خداباور و خدا ناباور قرار گرفته است. این برهان یک برهان شهودی ست و از نظر اعتباری یک پله پایین تر از برهان های منطقی ست. هیوم هم از کسانی ست که طرفدار این برهان است و این برهان را درست و قدرتمند می داند در اثبات عدم وجود خدا و در این باره می گوید:« هیچ چیز نمیتواند استواری این استدلال را متزلزل سازد، استدلالی چنین کوتاه، چنین واضح، چنین قاطع. »
بیان استنتاجیِ هیوم از برهان شر به این صورت است:
برچسبها:
خدا ناباوری
۶ شهریور ۱۳۸۹
آیا خدا ناباوران جمعیت اندکی هستند؟
اخیراً در روزنامه ی هیوستون کرونیکل می خواندم که کسی بیخدایان را یک "اقلیت ناچیز" توصیف کرده بود. انگار که فقط حدود چند صد نفر بیخدا و لاادری در ایالات متحده هست، پس باید آنان را یک دسته بنیادگرای عوضی، مثل طرفداران مسطح بودن کره ی زمین یا هواداران داستان هایی آدم ربایی توسط فضایی ها قلمداد کرد. البته این ایراد مرتکب مغالطه ی توسل به اکثریت می شود؛ واقعیت را شمار هواداران آن تعیین نمی کند.
با این حال، بگذارید این خط را پی گیریم، و بپرسیم آیا بیخدایان حقیقتاً یک "اقلیت ناچیز" در جامعه هستند؟
طبق آخرین نظرنجی مؤسسه ی گالوپ، 96% آمریکاییان بزرگسال گفته اند که به خدا باور دارند. اما باید توجه داشته باشیم که پاسخ دهندگان مقصود خود را از "خدا"یی که بدان باور دارند بیان نکرده اند. شکی نیست که فهم اکثریت غالب از "خدا"، همان الوهیت سنتی و فراطبیعی مسیحیت و یهودیت سخت کیش است. اما مسلماً عده ی زیادی هم هستند که وقتی می گویند به خدا معتقد اند، مقصود کاملاً متفاوتی از "خدا" دارند و منظورشان چیزی مثل "خدای درون هر شخص" است. عده ی زیادی یونیتاریَن یا مسیحیان "لیبرال" هستند که وجود خدا را تأیید می کنند، اما "خدا" را به عنوان یک استعاره یا مفهومی سراسر "افسون زدایی شده" تعبیر می کنند. به سخن دیگر، محتوای حقیقی اعتقادات بسیاری از کسانی که می گویند به خدا اعتقاد دارد بیشتر به بیخدایی یا لاادریگری همپایه است تا توحید ادیان سنتی.
با این حال، بگذارید این خط را پی گیریم، و بپرسیم آیا بیخدایان حقیقتاً یک "اقلیت ناچیز" در جامعه هستند؟
طبق آخرین نظرنجی مؤسسه ی گالوپ، 96% آمریکاییان بزرگسال گفته اند که به خدا باور دارند. اما باید توجه داشته باشیم که پاسخ دهندگان مقصود خود را از "خدا"یی که بدان باور دارند بیان نکرده اند. شکی نیست که فهم اکثریت غالب از "خدا"، همان الوهیت سنتی و فراطبیعی مسیحیت و یهودیت سخت کیش است. اما مسلماً عده ی زیادی هم هستند که وقتی می گویند به خدا معتقد اند، مقصود کاملاً متفاوتی از "خدا" دارند و منظورشان چیزی مثل "خدای درون هر شخص" است. عده ی زیادی یونیتاریَن یا مسیحیان "لیبرال" هستند که وجود خدا را تأیید می کنند، اما "خدا" را به عنوان یک استعاره یا مفهومی سراسر "افسون زدایی شده" تعبیر می کنند. به سخن دیگر، محتوای حقیقی اعتقادات بسیاری از کسانی که می گویند به خدا اعتقاد دارد بیشتر به بیخدایی یا لاادریگری همپایه است تا توحید ادیان سنتی.
برچسبها:
خدا ناباوری